محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

170

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

شعيب پيامبر وحى كرد كه به نزد « حزقيال پادشاه » برو و به او بگو كه پيامبر نيرومند و امينى رهسپار كند و من به دل اينان خواهم افكند كه بنى اسرائيل را با او بفرستند . پادشاه به او گفت : كدامين پيامبر را مىگويى ( چرا كه در آن كشور پنج پيامبر مىزيستند ) ، در پاسخ گفت : يونس بن متى ، چرا كه او نيرومند و امين است ، آنگاه بود كه آن پادشاه يونس را فرا خواند و به او فرمان داد كه رهسپار شود . يونس به او گفت : آيا خداوند به تو فرمان داده كه مرا رهسپار كنى ؟ گفت : خير . يونس گفت : آيا نام مرا براى تو گفته است ؟ گفت : خير . آنگاه گفت : در اين سرزمين غير از من نيز پيامبرانى هستند ! سرانجام پاى فشردند كه او بايد برود و او خشمگين از دست پادشاه و قوم خويش بيرون آمد و به درياى روم رسيد و ديد كه آنجا مردم يك كشتى را مهيّا ساخته‌اند و همراه آنان بر كشتى نشست « 1 » . رواست كه دربارهء اين روايت به نكاتى به شرح زير اشاره كنيم : 1 ) به نظر مىرسد آن پادشاه كه در فلسطين با قوم يونس جنگ كرد ، چه بسا همان « سارگون دوّم » ، پادشاه آشورى ( 722 - 705 ق . م ) باشد كه در تاريخ آمده كه با بنى اسرائيل جنگيد و بر سامره چيره شد و 9 قبيله و نيمى از قبيلهء دهم را به اسارت گرفت « 2 » . چنان كه نينوا در آن زمان پايتخت آشوريان بود . اما موضوعى كه باقى مىماند اين است كه امكان رفتن به نينوا از طريق درياى روم / درياى مديترانه وجود نداشت ، مگر آنكه آن روايت را بپذيريم كه ماهى او را در آن مكانى كه به دريا افكنده شده فرو برد ( چه بسا در شمال أيله و يا إيلات بر خليج عقبه باشد ) ، آنگاه همچنان در شكم او بود تا اينكه به دجله رسيد و او را با خود برد تا اينكه در نينوا برون افكند . « 3 » ( يعنى او را از خليج عقبه تا درياى سرخ ، تا خليج عدن ، درياى عرب ، خليج عمان ، خليج فارس و از آن پس به رود دجله و پس از آن به نينوا آورد ) . 2 ) اين را نيز بايد در نظر داشت از پيامبرى كه به نام « شعيب ( ع ) » در اين روايت ياد شده ، چه بسا ، شعيب آن پيامبر عربى نباشد كه در مدين به پيامبرى برانگيخته شده بود ، بلكه اشعيا ،

--> ( 1 ) . تفسير فخر رازى ، 22 / 212 . ( 2 ) . سفر پادشاهان اوّل ، 11 / 35 ؛ محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 2 / 884 - 886 ، 940 - 950 ؛ نيز : A . G . Lie , The Inscriptions of sargons II , part I , " The Annais " , p . 6 ; J . Finegan , op - cit , p . 210 ; A . L . Oppenheim , ANET , 1966 , p . 284 . ( 3 ) . تفسير طبرى ، 23 / 105 .